عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )
156
مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى
نوشته شدهاند . نامهء شيخ أكبر به امام فخر رازي معروفترين نمونهء اين مكاتبات است . ج : نامههائى كه مريدان ومرشدان به نيت ارشاد واسترشاد به يكديگر مىنگاشتهاند . مكاتباتى كه ميان علاء الدّوله سمنانى واستادش عبد الرّحمن اسفراينى صورت گرفت ودر مجموعهء « رسائل النور في شمائل أهل السرور » در كنار يكديگر نشست ، از اين قسم است . د : مكاتباتى كه ميان مشايخي كه هر يك به سلسلهاى منسوب بودند واز اين رو پسندهاى يكسان نداشتند انجام مىشد . معروفترين وكارسازترين نامهء اين قسم - كه در عين حال از شهرهترين نامههاى تمامى حوزه تصوّف نيز مىباشد - مكاتبهاى است كه ميان كاشاني ومعاصران نامدار وقدرتمند امّا نه چندان دانشمندش علاء الدّوله سمنانى صورت گرفت . زمينهء اين نامهنگارى در سفري كه عبد الرزّاق به سلطانيه كرده فرآهم آمده است . در اين سفر - كه به قرينهء ذكر نام بزرگترين اثر سمنانى « العروة لا هل الخلوة والجلوة » كه نخستين تحريرش بسال 720 بسامان آمد مىبايست چندى پس از سال 720 ه . ق انجام گرفته باشد - أمير اقبال سيستانى كه در شمار ياران وارادتمندان سمنانى بود از كاشاني مىخواهد كه مباني نظري مسأله وحدت وجود را برايش به توضيح گيرد . پس از آن كاشاني از أمير اقبال جوياى نظر سمنانى دربارهء شيخ أكبر ونظريهء وحدت وجود مىشود وچون با بىاعتمادى أو به اين نظريه روبرو مىگردد به نقد شفاهى آن مىپردازد . أمير اقبال نيز اين سخنان را به شيخ خود عرضه مىدارد وسمنانى - كه بعدها به قصور درك خود اقرار كرد - « 1 » خشمگينانه به تخطئه وتكفير كاشاني مىپردازد . بدين ترتيب زمينهء پديد آمدن اين مباحثهء مكتوب فرآهم آمد ويكى از آثار كاشاني - كه از جهتي خاص از ارزندهترين دستنوشتههاى أو هم هست - صورت وجود يافت . آنچه اين نامه را سخت ارجمند مىسازد گزارشهائى است كه أو خود از سير زندگى وسيرهء عمليش در آن پرداخته وبا توجّه به كمي دانستههاى ما دربارهء أو ، همين گزارشهاى خرد بسيار ارزشمند مىنمايد ومغتنم . استفادههاى بسيارى كه در شناخت كاشاني واساتيد و
--> ( 1 ) . بنگريد : مقدمه أستاذ مايل هروى بر مصنفات فارسي علاء الدّوله ص 47 .